X
تبلیغات
رایتل

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد ...

پنج‌شنبه 26 تیر 1393 ساعت 11:22 ب.ظ

شب قدر این شعر سعدی بی جهت به یاد آمد؛ بی ربط یا با ربط، اگر این سخن سعدی را با سخن مولانا "در غم ما روزها بی گاه شد..." جمع بزنیم می رسیم به نزدیکی خط روزگار...

دیشب در دل آمد که شاید کجا باشد و بر چشمه ی روشن دعایش کدامین نیاز جاری است... شب در چشم برهم زدنی طی شد. مدت ها بود دیدار قرآن میسر نشده بود و شد، از کلمات رنگ معنای دیگری می بارید. روی دعایش نبود. حیف از دعا که طلب کاری و رفع معضلات و گرفتاری ها باشد؛ باید از دوست طلب آرامش دوست را داشت. به همان زبان قاصر جز این چه توان گفت ...

دیشب سریال امام علی را به صورت خیلی اتفاقی دیدم و برای دانلود گذاشتم. چند قسمتی را بعد از سحر و عصر دیدم. آن زمان که پخش می شد، کلاس پنجم ابتدایی بود؛ چه زود گذشت این سال ها، چه دیر گذشت بعضی سال هایش؛ چه سخت گذشت برخی سال ها؛ آنجا که بر شیخ کوفه نماز می خواندند، سخنانی رفت، دلم هوای دیدن رسول الله را کرد! شاید بیشتر از سر کنجکاوی! چه سخنان و فکر احمقانه ای... این جام همچنان خواهد بود و لاجرم باید چشید.

جاهایی، لحظه هایی، حرف هایی هست، هرچه بگذری، لمس کنی، بشنوی، غرق یاد اوست. چه سخت است، اگر نظاره ماه باشد، باران باشد، یک شعر  بارانی باشد، یک آهنگ ...


برچسب‌ها: روزنوشت
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo