X
تبلیغات
رایتل

غروب ساحل دریا ...

شنبه 18 مرداد 1393 ساعت 12:20 ق.ظ

همان موقع رسیدن بود از بالا پرنده های سپیدی دیدم بال گشوده بودند و روی یک مزرعه ی برنج خالی شبیه دریاچه، پرواز می کردند. برای اولین بار پرواز را از این زاویه می دیدم، زیبا بود و خاطره انگیز ...

دیشب، باز رویای روشنی دیدم، به رنگ آبی، به وسعت زندگی، به جاودانگی حیات بشر ...

دریا، با همه هیاهوی اطرافش، همان نوای تنهایی را سر می داد؛ هنوز کرانه اش را غریبانه به دل آسمان می سپرد...

دوسالی گذشت از دیدار واپسینش و چقدر این خط زندگی مبهم است...


برچسب‌ها: سفر، دلنوشت
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo