تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی
و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
و دوستی بهتر از برگ درخت
بهتر از آب روان...
ادامه...
آدم ها و گنجشک ها
... آدمها حتی مثل گنجشکها نیاز به کیش کیش ندارند. میروند اما با دلی شکسته
عشق اونه که...
فرید ، بابا، عشق اون نیست که وقـــتی دیدیش دلت بلرزه عشق اونه که وقتی نمی بینیش دلت می خواد کنده شه... " خسرو شکیبایی"
دلتنگی حقیقی
... اما تو هیچوقت به زنی نگاه نکردی که بخواهی جونت رو فداش کنی. کسی رو نشناختی که با چشماش بتونه تو رو از خودبیخود کنه و احساس کنی خدا فرشتهای رو از آسمان برای تو به زمین فرستاده...
من دلم می خواهد،آسمان را آبی من دلم می خواهد، شعر شب، مهتابی من دلم می خواهد،بازی این کودکان شاد را، سر هر کوچه ی نور، سر هر پیچ و تب تنهایی من دلم می خواهد،کفتر خوش خط و خالی باشم بپرم تا ابدیت، برسم بر سر آن کاج قشنگ
من دلم می خواهد روز و شب در فکرت همه عمر در کنارت باشم در نگاهت آسمان را سیر کنم در کلامت آرامش را احساس کنم ...
من دلم می خواهد،آسمان را آبی
من دلم می خواهد، شعر شب، مهتابی
من دلم می خواهد،بازی این کودکان شاد را، سر هر کوچه ی نور، سر هر پیچ و تب تنهایی
من دلم می خواهد،کفتر خوش خط و خالی باشم
بپرم تا ابدیت، برسم بر سر آن کاج قشنگ
من دلم می خواهد
روز و شب در فکرت
همه عمر در کنارت باشم
در نگاهت آسمان را سیر کنم
در کلامت آرامش را احساس کنم
...