تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی
و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
و دوستی بهتر از برگ درخت
بهتر از آب روان...
ادامه...
آدم ها و گنجشک ها
... آدمها حتی مثل گنجشکها نیاز به کیش کیش ندارند. میروند اما با دلی شکسته
عشق اونه که...
فرید ، بابا، عشق اون نیست که وقـــتی دیدیش دلت بلرزه عشق اونه که وقتی نمی بینیش دلت می خواد کنده شه... " خسرو شکیبایی"
دلتنگی حقیقی
... اما تو هیچوقت به زنی نگاه نکردی که بخواهی جونت رو فداش کنی. کسی رو نشناختی که با چشماش بتونه تو رو از خودبیخود کنه و احساس کنی خدا فرشتهای رو از آسمان برای تو به زمین فرستاده...
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم،پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم ....
صدایت را از ترنم باران بهاری شنیدم نگاهت را در خلوت شب های مهتاب دیدم خلوت آرام دلت را در سکوت روشن قلبت دریافتم و دلم رفت دست در دست دلت کوی به کوی دشت به دشت تا خلوتگه چلچله ها ...
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی
تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم،پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید
با حسرت جدا کردم ....
صدایت را از ترنم باران بهاری شنیدم
نگاهت را در خلوت شب های مهتاب دیدم
خلوت آرام دلت را در سکوت روشن قلبت دریافتم
و دلم رفت دست در دست دلت
کوی به کوی
دشت به دشت
تا خلوتگه چلچله ها
...