مرگ برایم جامی ست سرشار از آرامش
زندگی اما بدون تو سرشار است از نیستی
من همان دم که تو را دیدم که تمام هستی ات را با نگاهی، با محبتی و با صدق و صفا، تقدیم دلم کردی، عهد و پیمان بستم بر یاری ات و بودن در کنارت و چون کوهی استوار تکیه گاهت...
وصف عشق را چگونه بگویم که تو پاک ترین آیه خلقت، دلم را یکسره محو خود کردی.
اکنون می اندیشم که بی تو باید جام نیستی را بنوشم
چگونه بگویمت که باور کنی
زندگی با تو ماندنی است
...
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
...