خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

گذری کن که خیالی شدم از تنهایی


بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ // گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی // گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو // من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال// عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب // به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی
پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید // جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید // وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

...

عراقی / گذری کن که خیالی شدم از تنهایی/ شجریان

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.