سلام
نازنین
حالت خوب هست
از پریشانی تو، من هم روز و شب ندارم؛ از غصه تو، آرامشی برام نمونده، کاش می شد همه این سختی ها گردن من باشه و تو در آرامش باشی. کاش اون موقع که تن نازنینت رنجیده شد، استخوان های من به جاش می شکست.
دلم می خواد، حتی برای لحظاتی پیشت باشم و خاطر نازنینت را تسلی بدم.
اگر یک روز بری، یکی دیگه دستت را بگیره، به یکی دیگه بگی دوستش داری...
چطوری زنده بمونم
اگر نیمه گمشده ام که تازه یافتمش کنارم نباشه
چگونه این زندگی را طاقت بیارم
چطور بهت نگم
از صمیم دل
با تمام وجود
تا آخرین نفس
تنها تو را
دوست دارم