اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگو که عادت می کنی
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
می دانی که دوری تو روحم را چگونه می آزارد
مگر نمی دانی بخشی از وجود من شده ای؟
نگاهتت را از چشمم برندار
مرا از من نگیر ...