خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

شب


آن که می گرید با گردش شب

گفت و گو دارد با من به نهان

از برای من خندان است

آن که می آید خندان، خندان


مردم چشمم در حلقه چشم من اسیر

می شتابد از پیش

رفته است از من، از آن گونه که هوش من از

                قالب سر

                            نگه دور اندیش


تا بیابم خندان چه کسی

و آن که می گرید با او چه کسی است

رفته هر محرم از خانه من

با من غمزده یک محرم نیست


آب می غرد در مخزن کوه

کوه ها غمناکند

ابر می پیچد، دامانش تر

وز فراز دره، "اوجا"ی جوان

بیم آورده برافراشته سر...


همچنان لیک می غرد آب

زخم دارم به نهان می خندد

خنده ناکی می گرید

خنده با گریه بیامیخته شکل

گل دوانده است بر آب

هرچه می گردد از خانه به در

هرچه می غلتد مدهوش در آب


کوه ها غمناک اند

ابر می پیچد

وز فراز دره، اوجای جوان

بیم آورده برافراشته قد


________________

نیما یوشیج / آن که می گرید


پی نوشت: "اوجا" = گونه ای از نارون که در اراضی جنگلی کم ارتفاع شمال ایران فراوان است و آنرا سیاه درخت نیز نامند

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.