خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

نگاه



نمی دانم کجا هستی و به کجا مینگری

نمی دانم در چه حالی و به چه می اندیشی.

نمی دانم به یاد منی یا در حال فراموش کردن ...

نمیدانم به عشق منی یا به عشق در آغوش گرفتن غم.

بدان که من در همانجا هستم که با هم بودیم ،

به لحظه ی غروب می نگرم همانجا که نگاهت در نگاهم بود.

حال من خراب است ، دلتنگی و انتظار است .

بدان که به یاد توام ، هم عاشقم و هم چشم به راه تو

بدان که به عشق تو زنده ام ، آرزوی من یک لحظه حضور تو است.

نمی دانم آیا می دانی که من کیستم ؟

 من همانم ، همان کسی که عاشقانه تو را دوست می دارد.

من همانم که لحظه ها را میشمارد تا لحظه ای تو را ببیند و باز ببیند.

آن لحظه که تو را می بینم بیشتر عاشقت می شوم ،

و آنقدر تو را میبینم تا دیوانه ی تو شوم.

نمی دانم کجا هستی و به کجا می نگری

بدان که در قلب منی و به من می نگری و

من هم عاشقانه به چشمان زیبایت می نگرم.



پی نوشت : آهنگ

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.