



همه تن چشم شدم دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم...
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم …

هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد...

این چند روزه که رفتند مسافرت و تنهام...
همیشه تنهام، بی تو تنهاتر از همیشه ام.
کسی نیست صدای احساسم را بشنود
کسی نیست که تنهاییمان را با هم قسمت کنیم و بعد بنشینیم لب باغچه از صدای پرندگان سرمست شویم. فضا را پر کنیم از عطر شادی و شعر و ترانه؛ کسی نیست تا سیب قرمز را دانه های انار را با هم قسمت کنیم.
کسی نیست در قلبم، جز...
فقط خدا هست و تو

جهان / آلبوم یاد بزرگان / دیدی که رسوا شد دلم
بعد از مدت ها از درون آرشیو، این آهنگ را گوش کردم؛
خاطرات سال ها عشق و انتظار مرور شد و ...
کمی سبک شدم.

دلم تنگ است
دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من پاییز جاودانی است
...

در این سرمای نفس گیر
با دستانی یخ زده
چشمانی خسته
احساسی خزیده در کنج بی کسی
به دنبال دستان تو می گردم
بگو
ترانه های دلم را با که قسمت کنم
وقتی مطلع هر غزل نام توست...