خانه دوست

خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...
خانه دوست

خانه دوست

رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...

قبله دل



تو خورشـــیدی و ُ من 

گل ِ آفـــتاب گـــردان 

هــــرکجـــا بـــاشی 

قــــبله ام ،

همانـــجــــاست ...

همان سو رو می کنم

و باز می گویم

دوستت دارم

رویا

کسی هست

شب ها

خواب یک فرشته ببینه

بر فرازش پرنده ها پر میزنن

دل نازکش معمولا غمگینه

اما گاهی لبخند مهربانی بر لب داره

از خوشحالیش خوشحال بشه

از غمش دلگیر بشه

از بی تابیش، بی خواب بشه

گاهی، دوری، به جای فراموشی آدم ها را میاره در کانون دل

و دل ...

سکوت سحرگاه


در سکوت روشن سحرگاهان
پر می گیرد دلم
در هوای یاد دوست
...

دعا...


گرچه ز شراب عشق مستم

عاشق تر از این کنم که هستم

گرچه ز غمش چو شمع سوزم

هم بی غم او مباد روزم

...

باران

خدایا

غم اندوه دوست

پر دردترین غم هاست

خدایا زیر این باران خیال

یاد دل بارانی دوست

قلبم را می فشارد

خدایا به دل نازک دوست

بنشان، شادی و مهر و امید