
صدا کن مرا...
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد.
و خاصیت عشق این است...
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم...














و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
...
دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند
و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را
به آب می بخشند.
__________
سهراب سپهری

آدم مهربان:

وقتی اشکی فرو می افته
قلب فرشته ها
از صداش می لرزه
خدا میاد نزدیک
...