-
از دل دوست
شنبه 29 مهر 1391 19:27
روی پای تر باران به بلندای محبت برویم ...
-
زندگانی
شنبه 29 مهر 1391 18:38
تکرار خاطر دوست دل را قرار بخشد ورنه عبث مروریست تکرار زندگانی
-
آرزوی پرگشودن...
شنبه 29 مهر 1391 04:24
-
آشفته نوشت - شعر نو...
جمعه 28 مهر 1391 19:18
و خدایی که در این نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی احساس گیاه ... _____________________ اشاره به آیه شریفه "نحن اقرب الیها من حبل الورید" ( و ما از رگ گردن به او - انسان - نزدیک تریم) شاعر در معنا فراتر می رود و خداوند را در همه عناصر هستی می بیند و لای شب بوها (که نماد کوتاهی اند)...
-
ای وفادارترین
جمعه 28 مهر 1391 17:24
چه رنج ها که کشیدی و چه اندوه های عظیمی که بر دلت نشست. چه روزهایی که با غم سپری کردی و چه سختی هایی که بر خودت هموار کردی، نفرین بر من باد اگر لحظه ای اندیشیده باشم که از وفاداری ذره ای کم داری. حقا که وفاداری را از تو آموختم. و خداوند همه انسان ها را آزاده آفرید (و بی غم). و عشق و علاقه تو منتی بود بر این اندک آدمی...
-
هست
جمعه 28 مهر 1391 09:04
همسفری هست مرا ساده از اینجاببرد فارغ از همهمه ی این شب سودا ببرد عاشقی هست که احساس مرا لمس کند کهنه اشعار مرا با نخ رویا ببرد پای چشمه همه ی خستگیم می ریزد دلبری هست مرا تا لب دریا ببرد گل سرخی که برای دل تو می چیدم نکند باد جفا زود به یغما ببرد همدمی هست که با سادگی و عشق و امید سبزه ی شوق مرا دیدن صحرا ببرد چه کسی...
-
خوشبوترین گلم...
جمعه 28 مهر 1391 07:11
خوشبوترین گلم... تورا کجا گذارم در دل...در فکر یا...نه... به روی چشمانم میگذارم تا همیشه استشمامت کنم.
-
دوست...
پنجشنبه 27 مهر 1391 23:08
یک فرشته یک دل تنها زلال نگاهی آرام شاخه محبتی در دست غرق در نجوای سپید ملکوت ... برای قلب مهربانت آرزوی شادی دارم ... روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست...
-
تقدیم به دل دوست
پنجشنبه 27 مهر 1391 17:06
به قلب مهربان به دل دریایی و پرمهر دوست آرزو دارم باغ دلت سرشار از عطر گل ها و پر سرور باشد
-
دعا
پنجشنبه 27 مهر 1391 13:50
دو سه شبه که چشمام به دره، خدا کنه که خوابم نبره تو این قفس که زندون منه دلم گرفته و منتظره خدا کنه که خوابم نبره می خوام که دل به دریا بزنم، یه سینه حرفو یکجا بزنم چرا کسی نمیگه به من عشق و امیدم به کجا رفته شبا اگه که تنها بمونم با غصه ها تو دنیا بمونم به کی آخه می تونه بگه اون که پشیمونه چرا رفته فردا دوباره پاییز...
-
قاب زندگی
پنجشنبه 27 مهر 1391 06:33
طرف دیگر تنهایی دل پشت قاب غم از روزن عشق دنیایی هست آرام و زیبا دل دوست تنهاست در این اتاق طرف دیگر دیوار دنیاییست، رنگارنگ ز مهر، خوشبو از عطر عطوفت، درخشان به رنگ صداقت دلت را بسپار به آرامش بی وزن نسیم به سرسبزی یک دشت امید به پرواز آرام مرغان هوا به طعم شیرین عشق ...
-
دعا
چهارشنبه 26 مهر 1391 18:21
چقدر سخته ادای لبخند زدن و شاد بودن درآوردن... چه حالی داره اروم بخزی زیر پتو و فقط خدا باشه و تو از ته دل گریه کردن و در میان اشک آرمیدن... چقدر دلم برات تنگ شده برای کنارت بودن یک لحظه لبخند به لبت نشاندن برای زدودن غم از دلت اشک از چشمات برای این که باز شادی مهمون دل مهربانت بشه چشم انتظار می شینم هر غروب هر شب به...
-
دل مجنون...
چهارشنبه 26 مهر 1391 02:28
چیست این دل این چشمان این قلب عشق... چهار فصل سال ابری و آسمانی می بارد ...
-
قلب پر مهر دوست...
چهارشنبه 26 مهر 1391 01:10
عشق شیرین من در کویر خلوت دلم با لبانی تشنه راه دشواری را در پیش گرفتم می دانم که نیاز به جرعه آبی دارم تا خود را با آن سیراب نمایم در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو نگاهت برایم همچون رودخانه ایی است که هرگز درآن رکودی نیست می خواهم که مرا به حال خود وا مگذاری و مرا همیشه با خود همراه سازی بگذار تا از احساسات شیرینت...
-
دعا...
سهشنبه 25 مهر 1391 21:58
خداوندا دل دوست را آرامشی عطا فرما به لطافت نسیم سروری عطا فرما به وسعت بهشت قوت قلبی به وسعت ایمان بی انتها به قدرت و موهبت هایت... خدایا دل تنهایش را به لطف و کرمت از عشق و ایمان سرشار فرما خنده را بر چهره ملکوتی و زیبایش بیش از پیش بنشان از عمر من آنچه هست برجای برگیر و به عمر او برافزای آمین یا رب العالمین
-
باور آب
سهشنبه 25 مهر 1391 18:49
آبشار باور آب است به جریان امید دمش عطر حیات به رگ های زمین غصه ها را باید شست باید از آب روان، نغمه پاکی و امید شنید خستگی روح را نشاند روی تنهایی سنگ باید چشم ها را بست و رها شد در سردی دستش مستانه بازی کرد ...
-
دو قلب...
سهشنبه 25 مهر 1391 06:27
میان سکوت شهر خستگی دیوارهای بی رنگ عبور چرخ های بی احساس از روی صورت زمین سایش سینه ابر بر پهنه نیلگون آسمان طلوع نم نم خورشید از دور دست افق غروب ستارگان بی تاب شب ... زیر همین آسمون خدا قلبی هست که تنها یک عشق داره که می دونه دلت به تار و پودش پیوند خورده که میون این همه فقط و فقط به تو دل بسته که راهی طولانی را با...
-
سخن حافظ
سهشنبه 25 مهر 1391 06:04
-
بی خوابی و ...
سهشنبه 25 مهر 1391 01:16
دعا می کنم فقط یه بار دیگه باور کن این غمی که توی دلت نشسته همه جا را پیش چشمت تیره و تار کرده، بیرون که بیای همه چیز متفاوت خواهد بود؛ حق یک سال عشق دو طرفه بالاتر از این هاست که به یک باره همه چیز به باد سپرده بشه که بگی حسی نداری اما توی دلت پر از عشقه از کلامت پیداست... عشق را نمیشه پشت دیوار تنهایی پشت اندوه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 مهر 1391 21:41
............................................... ............................................. .............................................. ............................................... شاید برات بی معنی و بچه گانه باشه... و شاید اصلا باور نکنی اما حقیقته، چون عشق...
-
از تو گذر نمی کنم
دوشنبه 24 مهر 1391 20:54
یادم نیست زندگی را زیسته ام یا در خواب دیده ام ؟! بسکه تو را مرور می کنم هر جا که هستی باش فاصله یعنی یک نفر یک جا هست که دوستش دارم از تو گذر نمی کنم ...
-
باور کن...
دوشنبه 24 مهر 1391 17:11
مــن از تــــکرار نـــام تــو در قـــلـــب خــویــــش هـــزار شــــــعر می سازم تــو بـه ایـــن دســت سازه هـــای مــن نخـند عشق را صادقانه بـــــاور کــــن ...
-
از دوست
دوشنبه 24 مهر 1391 06:58
این گل ز بر هم نفسی می آید شادی به دلم از او بسی می آید پیوسته از آن روی کنم همدمی اش کز رنگ وی ام بوی کسی می آید
-
ای آفتاب خوبان، می جوشد اندرونم...
دوشنبه 24 مهر 1391 00:28
هر جایی که می نگرم با منی اما دلم برایت تنگ می شود
-
پاک ترین عشق
یکشنبه 23 مهر 1391 17:58
من راز نگاهت را از آینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پرستیدم باران شدم و چون اشک برعشق تو باریدم من شمع وجودم را بر مهر تو بخشیدم مثل گل نیلوفر چشم تو بهاری شد از خانه دلم آرام بنشستی و نفهمیدم مرز دل و چشم تو از شهر افق پیداست من سرخی گل ها را در خنده ی تو دیدم در شهر اقاقی ها تو پاکترین عشقی من راز شکفتن را از باغ...
-
رویای سحرگاهان...
یکشنبه 23 مهر 1391 06:41
-
دل بارانی ابر...
شنبه 22 مهر 1391 22:12
دلم برای صفای یک آیینه برای شعرهای بارانی برای لحظه های سکوت برای یک لبخند عشق تنگ شده بی تو من تنهاترینم دیرگاهیست که دل فریادش را از روزن دیدگان بر چهره می افشاند روزگاریست که قلبم عادت کرده به احساس ...
-
نوشته بودی زندگی...
شنبه 22 مهر 1391 19:57
نوشته بودی زندگی چنگی به دل نمی زنه تو آسمون زندگی پرنده پر نمی زنه نوشته بودی تنهایی رفیق ماه و سالته نوشته بودی روز و شب غم از تو دل نمیکنه ________________________ مهستی / نامه
-
ای پاک ترین احساس...
شنبه 22 مهر 1391 18:21
ای پاک ترین احساس ، دیرینه ترین رویا ای ساده ترین رخداد ، پیچیده ترین معنا ای سبزترین لحظه در تیرگی عمرم ای گرم ترین رویا ، پرشورترین غوغا با چشم تو می بینم زیبایی دنیا را بی عشق نمی خواهم نه دین و نه این دنیا با دست تو می چینم از باغ گل پاکی ای تازه ترین تکرار ، ای ناب ترین سودا با مهر تو می پاشم بر ثانیه ها رنگی خوش...
-
چندان که بود یکی به صد باد
جمعه 21 مهر 1391 23:33
سلام بر یکتا دلدار دور و نزدیکم دور از چشم، در قلبم آرمیده ببخش اگر حرف هایم رنگ ملال و تکرار گرفته، اما تو برای داغ چشمانم، برای التهاب بی قرار دلم هر روز عاشقانه تر تازه می شوی. هر روز می درخشی و پر نور تر می شوی... هر روز که کوه های عظمت خورشید را در خود فرو می برند و آسمان در خون می نشیند گنجشکان بی قرار در هیاهو...