امشب که همه جا جشن و سرور بود و شادی... برای من تنها دیدن ماه شب چهارده، حکایت مشهور عاشقیست که تلالوئی از روی محبوب را نظاره می کند و چه غریب است این شب ها برای عاشق که مجنون شده است. ماه را که در آسمان می بینم، از لابلای تکه پاره های ابرهای سرگردان، آرام نشسته و خم به ابرو نمی آورد...
ماه برایم نشانه ی توست...