سلام ای دوست
آرزو دارم در سلامت و آرامش باشی
برای خاطر مهربانت آرزوی شادی دارم
دلم هر لحظه به هوایت پر می کشد
دلم آکنده از عطر جاویدان محبت توست
هر روز از نسیم عطر احساس تو را می جویم
و از آسمان سراغ نگاه مهربانت را می گیرم
برایت آرزوی شادی و عشق روزافزون دارم
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد...
پی نوشت: قصد داشتم از فرشته مهربانی بنویسم که پرواز پرندگان را دوست دارد، نوازش گیسوان را...
لحظه لحظه در یادم مرور می شوی...
نازنینم
قلب مهربانت را از فرسنگ ها فاصله با آهنگ عشق می خوانم
نسیم را سپردم تا مروارید اشک را از گونه هایت به نوازش برگیرد
به امید روزهای زیباتر در کنارت با قلبی سرشار از شادی و امید
مثل یکی رهگذر از کوچه ها می گذرم هر سحر از کوچه ها
آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها
دلتنگم دلتنگ از خانه ها وز معبر، از گذر، از کوچه ها
آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها
باید پل زد به خیابان عشق یک شب آسیمه سر از کوچه ها
باید با بوی گل سرخ رفت جایی دلبازتر از کوچه ها
آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها
فردا مهمان شقایق شوم بگذرم امشب اگر از کوچه ها
فرجامم، دامنه ی دشت هاست خواهم رفت آخر از کوچه ها
آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها
...
پی نوشت1: نمی دانم، چرا این آهنگ ناخوداگاه من را یاد حال و هوای شمال می اندازد ...
پی نوشت2: با صدای حسن همایونفال، از یوتیـوب بشنوید یا از پرشین گیگ دانلود کنید.
پر از زندان و زندانیست
تو را محکوم دل کردم
نمیدانم دلیلش چیست؟
سبب شاید همین باشد
بدون تو نباید زیست!!!!
صحرا صحرا دویده ام
سرگردان از پی تو
دریا دریا گذشته ام
در طوفان ، از پی تو
دست از دنیا کشیده ام ،
بی سامان ، از پی تو ...
از من از ما رهیده ام ،
دست افشان از پی تو ...
گیسوی تو دام بلا
ابروی تو تیر فنا ،
دردت دوای دل ...
روی تو بهشت برین ،
موی تو بنفشه ترین ،
زنجیر پای دل ....
...
دنیا دنیا ، گشته ام به بوی تو
پنهان پیدا ، گر به گفتگوی تو
هر سو ، هر جا ، روی من به سوی تو
دردا دردا ، کی رسم به کوی تو ...
...
دستم بر دامن تو ،
بوی پیراهن تو ،
سوی چشم عاشقان ...
یاس و سوسن شکفد ،
دامن ، دامن شکفد
با یادت ز باغ جان ....
...
دیگر افتاده ام از پا
بر این صحرا ...
در راهم صخره و خارا ،
خارا ، خارا ...
چون کشتی در دل طوفان
یارا ، یارا ...
دریا ، وی ساحل دریا
ما را ، ما را ....
...
شب و سحر
بنام تو ، ترانه می خوانم ...
به شوق یک ، سلام تو
همیشه می مانم ....
...
صحرا صحرا دویده ام ،
سرگردان از پی تو ...
دریا دریا گذشته ام ،
در طوفان از پی تو ...
دست از دنیا کشیده ام ،
بی سامان از پی تو ...
از من ، از ما رهیده ام ،
دست افشان از پی تو ...
یارا ، یارا .....
________________________________
اگر روزی
تمام اشعار عاشقانه عالم را نوشته باشم
تمام نامه های دوستانه را برایت روایت کرده باشم
باز هم
دل من
شعر چشمان تو را می خواند
اسم زیبای تو را می گوید
و از دشت سرسبز عشق
دسته دسته گل رز
تقدیم به قلبت می کند
که بدانی تا ابد
تنها تو
میهمان دلم هستی
...