

سلام فرشته مهربان
ببخش که پاسخ پیامت را ندادم
...
هرچه ام گویی، باز خواهم گفت
محبوب قلبم
دوستت دارم
مستانه
عاشقانه
از جان و دل
دوستت دارم

میتوان از بلور یک لبخند
عطر صدها شکوفه را بوئید
میتوان از بلوغ شاخه سیب
تا طلوع ستارگان کوچید
میتوان از درخت و سبزه و آب
رازهای نهفته را پرسید
میتوان شبنم محبت را
روی گلبرگ یاسمن نوشید
در بلندای یک شعور لطیف
میتوان دست عشق را بوسید
بگذاریم قلبها بتپند
در حریم حریری امید
بگذاریم روشنی بدمد
از پس ابر تیره تردید
و بیائیم خانه هامان را
بزنیم عاشقانه رنگ سپید
بگذاریم عشق خوش باشد
و نگوئیم:آه دل پوسید
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ // گره از کار فروبستهی ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی // گذری کن: که خیالی شدم از تنهاییجز تو اندر نظرم هیچ کسی میناید // وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی
...
عراقی / گذری کن که خیالی شدم از تنهایی/ شجریان
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
سایهها با رویا، بوی گلها
که بوی گل، ناله مرغ شب تشنگیها بر لب
پنجهها در گیسو، عطر شببو
بزن غلطی اطلسیها را برگ افرا در باغ رویاها
بلبلی میخواند سایهای میماند، مست و تنها ...
نگاه تو، شکوهی آه تو، هرم دستان تو
گرمی جان تو، با نفسها
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
ابر بارانزا شب، بوی دریا
به ساحلها، موج بیتابی را
در قدمهای پا، در وصال رویا
گردش ماهیها، بوسه ماه
مهسا وحدت، مایتی سام مک کلین / بند گیسو

اینقدر دلتنگتم
اینقدر دلم ی خواد گوشی را بردارم و یک لحظه هم که شده باهات صحبت کنم
مثل جنون زده ها به خودم می پیچم و طاقت میارم، اما نمی خوام ناراحتت کنم
کاش منو ببخشی ... ![]()
یکی از همین روزاست که از غمت بمیرم

دلم هوای تو دارد به باد گفتم،گفت:
پیام سبز تو را با بهار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به کوه گفتم،گفت:
سرود درد تو را استوار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به ابر گفتم،گفت:
پیام عشق تو را اشکبار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به کوچ گفتم،گفت:
ز سوز و ساز تو در هر کنار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به لاله گفتم،گفت:
حدیث رنج تو را داغدار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به چشمه گفتم،گفت:
که جوش عشق تو را بیقرار خواهم گفت
دلم هوای تو دارم به رود گفتم،گفت:
نوای شوق تو در سبزه زار خواهم گفت
دلم هوای تو دارد به عشق گفتم،گفت:
که التهاب دلت را به یار خواهم گفت

سلام همسفر عشق
حالت آیا خوب است؟
کسی جز اشک را ندارم تا نشان از تو بگیرم
گل های باغچه
ترنم مهتاب
عطر نسیم صبح
همه حکایت از تو دارند
چند قدم آنطرف تر
زیر یک سقف
یکی سخت دل نگرانت است
و دل نگران دل نگرانی هایت
...
نگاهت را نگیر از من
که من چون تشنه صحراگرد
به دنبال نگاه تو
سراب بسیار می بینم
نگاهت را نگیر از من
که چشمان تو خورشید است و من یک شاخه ی نورس
نگاه تو نیاز من
نیازم را تماشا کن
ببین افتاده از پایم
نگاهت را نگیر از من
ز چشمت عشق می خواهم
...