-
تنهایی...
دوشنبه 22 آبان 1391 20:04
بوته کوچکی، تنها و بی پناه دستان نیازش برگشوده به درگاه آفتاب مباد که پای مال غرور عصر آهن و فولاد شود جز او در این بیابان خاموش چه کسی زمزمه حیات و احساس زیستن را در عصر سیاه نفت در هجوم سنگفرش های غم اندود در خاطر رهگذران خسته تلاوت کند؟ احترام بگذاریم به همین علف های بی کس اگر عطوفت و زیبایی کم دارند اگر به ضربه...
-
بر آستان جانان
دوشنبه 22 آبان 1391 17:07
رواق منظر چشم من آش یانه توست کرم نما و ف رودآ که خانه ، خانه ی توست به تن مقصرم از دولت ملازمتت ولی خلاصه ی جان آس ــ تانه توســت ...
-
هرگز مگو هرگز...
دوشنبه 22 آبان 1391 07:05
سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید مانند گلی که در بهار روییده پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز...
-
خاطر
یکشنبه 21 آبان 1391 21:01
از دستان یخ زده یک قلب غریب به خاطر آرام و معصوم دوست...
-
به تو می اندیشم
یکشنبه 21 آبان 1391 18:52
مثل یک برگ که سر صبر ندارد به تمنای خزان مثل یک گل که در فصل بهار شوق شکفتن دارد مثل یک قطره باران که میفروشد حجم خود را به فرمایش خاک مثل یک تکه کویر که ندیدست به خود بارش آب تشنه مجنون شدنم مثل یک جاده خاکی که می شمارد از دور قدمهای ترا تشنه رسیدنم مثل یک گل که در اندیشه یک قطره آب سر به سجده خاک آورده به تو می...
-
دیشب خواب زیبای دوست ...
یکشنبه 21 آبان 1391 07:06
-
دیریست...
شنبه 20 آبان 1391 22:54
آنچه ما را به ابدیت میرساند ریشه های جاندار سرزمینی ست که با دستان من وتو آب میخورد ! قلبمان در خاکی بیدار به هم پیوند خورده است از ازل من هم مثل تو حوصله ام سر رفته است اینجا ..... دیریست ___________________________________ سلام بر تو همسفر عشق دوست مهربانم آرزو دارم حالت خوب باشد از خدا می خواهم سلامت و سرزنده باشی...
-
دفترچه خاطرات، یاد دوست
شنبه 20 آبان 1391 20:20
دوشنبه 26 مرداد 88 امروز به خود اومدم دیدم باید گزارش کارآموزی را بدم دیروز زمانی اومد سراغم. تا ظهر توی سوله هم رفتم به بچه ها یه سری زدم (کاروان پیامک زده بود) حـمید بود و حـسن، گـلـمکانی و صـمـدانی هم بعد اومد. یه کم نشستم و اومدم. ظهر با محـسن اومدم دانشکده ، ا حـ سان و هـادی رو دیدم زمـانیان و محـسن رو هم دیدم.*...
-
بگو
شنبه 20 آبان 1391 06:54
بگو چگونه صدایت کنم که برگردی
-
دو شنبه 19 مرداد 88
جمعه 19 آبان 1391 21:57
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA الان 5:45 عصر. امروز هم مثل هر روز رفتم کار آموزی دم در پنج تا نگهبان ایستاده بودند! دم پارکینگ پنج دقیقه نگهبان معطلم کرد تا پول خرده جور کنه باش کمی شوخی کردم... ! رسیدم پژوهشکده، سعـید رو دیدم من دم در و اون اول جاده دست بالا کردم رفتم تو کمی تابیدم و آب خوردم تا اومد دست...
-
لحظه ...
جمعه 19 آبان 1391 17:30
نوای قرآن... صدای اذان... ترنم یاد دوست نگاه دوست تصویر زیبای دوست زمزمه صدای دوست دلی که بی قرار یک لحظه بودن اوست راستی چرا لحظه های ملکوتی با احساس غمناکی در می آمیزد؟
-
دفتر ایام
جمعه 19 آبان 1391 16:09
نوشتن خاطره ای توسط دوست، انگیزه ای شد تا دیروز پس از کلی جستجو توی فایل ها و پوشه های کامپیوتر خونه، خاطرات سه سال پیش را پیدا کردم، مشکل اما پیدا کردنش نبود، چون به رمزش کرده بودم و یه رمز 11 حرفی گذاشته بودم روش که یادم نمی اومد و دیشب سعی کردم که با برنامه های جستجوگر، ترکیبات مختلف را امتحان کنم ولی ظاهرا بازکردن...
-
زندگی
جمعه 19 آبان 1391 13:44
زندگی رسم خوشایندی است … زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی جذبه دستی است که می چیند زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است
-
صدا کن مرا..
جمعه 19 آبان 1391 06:19
صدا کن مرا صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید. در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است. کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت...
-
ساحل دل
پنجشنبه 18 آبان 1391 20:52
-
تقدیم به دل آسمانی ات
پنجشنبه 18 آبان 1391 14:37
با تمام وجود از صمیم قلب تقدیم به دوست دلدار به دل آرام، تنها و صبورش...
-
رویای آسمان
پنجشنبه 18 آبان 1391 07:42
خورشید که می دمد از انتهای جاده ها صدای قدم های مهربان دوست خواب نازک برگ ها را پر از رویای آسمان می کند
-
18 آبان 1390
پنجشنبه 18 آبان 1391 00:49
آن بالا که بودم... آن بالا که بودم ، فقط سه پیشنهاد بود. اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه ای در سواحل فلوریدا داشته باشیم. با یک کوروت کروکی جگری. تنها اشکال اش این بود که زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. قبول نکردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعیت دیگری پیشنهاد...
-
احساس...
چهارشنبه 17 آبان 1391 22:49
-
گل...
چهارشنبه 17 آبان 1391 19:42
گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن را هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل روید...
-
فال دوست...
چهارشنبه 17 آبان 1391 01:33
دلی پاک و قلبی پاک تر دارید...
-
فال نیمه شبی...
چهارشنبه 17 آبان 1391 01:31
-
انار دل
سهشنبه 16 آبان 1391 22:01
لیلی زیر درخت انار نشست . درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط...
-
پر و بال صبح...
سهشنبه 16 آبان 1391 07:44
-
باران که ببارد
دوشنبه 15 آبان 1391 18:02
باران که ببارد تازه آسمان می شود عین این دل من بی ستاره و مه آلود آنوقت این دل بی همراه می خواهد که بخواند نمناک٬ چون نوای باران می خواهد آواز در آواز باران بیفکند چندان که آسمان هم نداند این نوا از کدامین دل برآمده؟ به گاه رعد اما این دل من سکوت می کند ...
-
آشنا...
دوشنبه 15 آبان 1391 17:07
... دست ات را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن می گویم به سان ابر که با توفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید زیرا که من ریشه های تورا دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست _________________________ دست دادن: نماد...
-
شبنم صبح
دوشنبه 15 آبان 1391 06:47
چشمان منتظرم به راه است تا مژگان را فرش قدومت کند اندک مایه جانم بی قرار است تا با شوق بر آستانت نهم وجودی که یک سر محو پاکی و خوبی توست از قطره شبنمی در دل یک صبح سراغ معصومیت چشمانت را می گیرم همدم گلبرگ های نازک گل برای شادی دلت دعا می کنم
-
سبز تر از خواب خدا...
یکشنبه 14 آبان 1391 21:38
-
تبسمی از دوست
یکشنبه 14 آبان 1391 20:33
ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم ای مهربان، پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید تبسمی از دوست مرا کافیست که از هیچ به همه چیز رسم
-
خلوتگه...
یکشنبه 14 آبان 1391 17:06