-
تو را...
یکشنبه 8 مرداد 1391 22:56
تو را از بس زلالی دوست می دارم تو را از بی مثالی دوست می دارم اگر چه شاخه ای گل هم ندارم تو را با دست خالی دوست می دارم
-
فرشته مهربان
یکشنبه 8 مرداد 1391 20:25
یک فرشته پاک و نجیب این تصویر توست در ذهن من فرشته ای که در خلوت معصومانه خود زیباترین نقش حیات را با سرپنجه نگاهش بر دل هستی می نگارد با خدا خلوت معصومانه ای دارد و دلش به اندازه باران بهار صاف و شفاف شاید سخنم را به شوخی گرفتی آنگاه که تو را فرشته ای خطاب کردم با بال هایی از جنس احساس و عشق و با دلی سرشار از رنگ...
-
هوای مهربانیت
یکشنبه 8 مرداد 1391 19:00
نفس کشیدن در هوای مهربانیت را دوست دارم...
-
مهربانی ...
یکشنبه 8 مرداد 1391 05:02
مهربانی را بیاموزیم فرصت آیینه ها در پشت در مانده است روشنی را می شود در خانه مهمان کرد می شود در عصر آهن ،آشناتر شد سایبان از بید مجنون٬ روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد می شود در معنی یک گل شناور شد مهربانی را بیاموزیم موسم نیلوفران در پشت در مانده است موسم نیلوفران٬یعنی که باران هست یعنی یک نفر آبی است موسم...
-
از دورترین فاصله...
شنبه 7 مرداد 1391 22:05
نزدیکترین فـــرد به تو کسی است که از دورترین فاصله همیشه به فکر توست... ♥ ا ی زیباترین رویای هستی... ♥
-
قیمت عشق...
شنبه 7 مرداد 1391 17:34
برای خریدن عشق هر کس هر چه داشت آورد ، دیوانه هیچ نداشت و گریست ، گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید ، اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است...
-
ستاره قلبم...
جمعه 6 مرداد 1391 21:41
ستــــــــــاره قلبم بعد از تمام تاریکی های زمین که تاریکی شعرهای مرا ، درون خود می بلعد ، تا آخرین نفسهای شعرم تو را غزل می کنم میخواهم نامم تنها اسمی باشد کــــــه در دفتر عاشقانه هایت به ثبــــت میـــرسد میخواهم مالک همیشگی روشنی قلبت باشم و هرگاه تنها شدی تورا ببینم و تنهاییت را با سرانگشتان مرطوبم پاک کنم. هنوز...
-
من با تو...
جمعه 6 مرداد 1391 18:44
من با تو کاملم من با تو رازی روشن من با تو نام هستی ام ای دوست ای یار مهربانی و تنهایی من با تو روشنان را فریاد می کنم از عمق ظلمت شب یلدایی و کهکشانی اینک در چشم های تو ای دوست ای یگانه ترین یار من با تو کاملم ... _________ م.آزاد / تازه ها
-
ذره ای از نور
پنجشنبه 5 مرداد 1391 19:48
گل نگاه تو در کار دلربایی بود فضای خانه پر از عطر آشنایی بود به رقص آمده بودم چو ذره ای در نور ز شوق و شور که پرواز در رهایی بود چه جای گل که تو لبخند می زدی با مهر چه جای عمر که خواب خوش طلایی بود هزار بوسه به سوی خدا فرستادم از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود شب از کرانه دنیای من جدا شده بود که هر چه بود تو بودی و...
-
یک گل تنها برای یک دل تنها
پنجشنبه 5 مرداد 1391 19:41
گل سرخ، زیباترین نشان عشق به نشانه قلبی که خون سرخ را در رگ های هستی می فشاند و اندیشه دوست با هر تپشش تمام جسم و روح را در می نوردد
-
فرشته ی آبشار...
پنجشنبه 5 مرداد 1391 05:31
آبشار عشق تا ابد جاریست و در سقوط شفافش بر سرتاسر قلب ها طراوت می نشاند. خروش اش بانگ عاشقی و نیاز سر می دهد و محو شدن آرام کف هایش نوید آرامش و زلالی ابدی دل های عاشق. آهویی در کناره اش تن را به آب شست، نگاهش رنگ عشق یافت و چلچله ای که از آب آن نوشید تا ابد عاشقانه می خواند. در ادامه آبشار رودی است که می رود تا...
-
نامه...
چهارشنبه 4 مرداد 1391 23:07
... نوشته بودی زندگـــــــــی چنگـــــــــی به دل نمیزنه تو آسمون زندگـــــــــی پـــــــــرنده پر نمیزنه نوشته بودی تنهایـــــــــی رفیـــق ماه و سالته نوشته بودی روز و شــــــب غم از تو دل نمیکنه ...
-
عاشق باش
چهارشنبه 4 مرداد 1391 21:54
عزیزم دوستت دارم
-
آرزوی دیرین...
چهارشنبه 4 مرداد 1391 16:00
بی دل بود، اما رسم دلبری نمی دانست شاعر بود، اما شعر نمی دانست بی قرار بود، اما پیشه اش صبر در دل سخن ها داشت، اما زبان گفتش نبود دعایش را با چشمانی تر در شبی پاییزی بسپرد به نسیم ...
-
جاودانی...
چهارشنبه 4 مرداد 1391 15:47
تو را یافتم در وسیع ترین دشت های احساس از پس انتظاری دراز با دست هایی پر ز نور دلی چشمه سار روشن عشق و نگاهت آیینه پاک نجابت و چنان در قلب من جای گرفتی که صدره بر خاک بهشت و بر لوح دلم تنها عشق جاودان تو نقش بسته ...
-
عطر احساس...
سهشنبه 3 مرداد 1391 17:12
دوست دارم عطر احساسم را بسپارم به نسیم به دل غمزده فاخته ها به پر آراسته شاپرکان تا بوسه ای از مهر بر دستانت زنند به تو تقدیم کنند نغمه ی عاشقی قلب مرا ...
-
هدیه دوست
دوشنبه 2 مرداد 1391 23:03
گلی را که دیروز به دیدار من هدیه آوردی ای دوست دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد همه لطف و زیبایی اش را که حسرت به روی تو می خورد و هوش از سر ما به تاراج می برد گرمای شب برد صفای تو اما گلی پایدار است بهشتی همیشه بهار است گل مهر تو در دل و جان گل بی خزان گل تا که من زنده ام ماندگار است
-
دلم می خواست...
دوشنبه 2 مرداد 1391 20:50
دلـم مـی خـواسـت هـمـیـشـه دلـم مـی خـواسـت بـدانم چـه حـالـی داری وقـتـی کـه ایـن هـمـه دوسـتـت دارم . . .
-
فال پسرک
دوشنبه 2 مرداد 1391 19:23
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست...
-
فال دلدار...
دوشنبه 2 مرداد 1391 19:21
-
غم دوست...
دوشنبه 2 مرداد 1391 05:37
ای دوست چه می توان کرد با اندوه دوران با کوتاه شدن سقف آسمان دل با تیره شدن افق امید ها با تکراری شدن طراوت ها با آزرده گشتن خاطرها شاید صبر و امید به آینده ای روشن و سرزمینی سبز و آباد در پس این کویر بی روح و خسته آری، خدا تو را فراموش نکرده، روزی خواهد رسید که همه این ها خاطراتی خواهد بود پس به درگاهش دعا می کنیم...
-
تو را می خوانم...
یکشنبه 1 مرداد 1391 04:50
در سکوت مبهم شب در ازدحام بی امان دانه های اشک یاد تو در قلبم زمزمه می شود و زندگی تنها با خاطره لبخندی از تو تداوم می یابد با امید به آمدن تو روزی از روزها... نمی دانستم فرشته ای یا از آدمیان؟ و اکنون که می دانم، هر روز و هر شب بی اختیار نامت را تکرار می کنم و یادت در قاب ساده خاطرم متجلی می گردد. گاه با من به نگاهی...
-
از تو دارم...
یکشنبه 1 مرداد 1391 00:30
این تو بودی که از ازل خواندی به من درس وفا را این تو بودی که آشنا کردی به عشق این مبتلا را من که این حاشا نکردم از غمت پروا نکردم دین من، دنیای من از عشق جاویدان تو رونق گرفته سوز من، سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته ...
-
...
شنبه 31 تیر 1391 23:21
-
عشق جاودانه...
شنبه 31 تیر 1391 21:55
-
یاد تو...
شنبه 31 تیر 1391 02:44
در خلوت سحرگهان یاد تو زیباترین خیال ...
-
خاطره ها...
جمعه 30 تیر 1391 22:54
نامه: ز ندگی مثل گل سرخ پر از خاطره هاست و تو شبرنگ صمیمانه رویای منی که نسیم نفست و شهاب نگهت سایه بان تن بی روح من است پاسخ : اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟ کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم، اگر عشق نبود
-
همسفر عشق...
جمعه 30 تیر 1391 20:20
تو را در زمین دیدم ... جدا افتاده فرشته ای تنها به رنگ خلوت خود با پرهایی از جنس عشق با نگاهی به رنگ ملکوت با دلی به پاکی شبنم سحرگاهی و قلبی سرشار از شور محبت قلبت لحظه لحظه از عشق سخن گفت، با عطر محبت دستانت رفتم به ملکوت زیبای عشق... و این گونه حیات من آغازی دیگر یافت
-
بی تو به سر نمی شود...
جمعه 30 تیر 1391 12:05
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود مهر تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو، بی تو به سر نمی شود جان ز تو جوش می کند، دل ز تو نوش می کند عقل خروش می کند، بی تو به سر نمی شود خمر من و خمار من، باغ من و بهار من خواب من و قرار من، بی تو به سر نمی شود جاه و جلال من تویی،...
-
با تو...
جمعه 30 تیر 1391 02:02
چه در دل من چه در سر تو من از تو رسیدم به باور تو تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو به خاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم با تو، شوری در جان بی تو، جانی ویران ... _______________ محمد اصفهانی / ارمغان تاریکی